تبلیغات
در ارزوی مساوات

در ارزوی مساوات
تا رهایی راهی نیست 
نویسندگان
لینک دوستان


موضوع آفرینش در دین زرتشت :

پیش از این‌که، آیین اسلام، مدت آفرینش را شش هنگام بداند، آیین زرتشت نیز همانند آیین‌های دیگر مانند یهود، مدت آفرینش را شش هنگام دانسته است. البته تورات و قرآن این جریان را شش روز یاد کرده‌اند، در حالی‌که بر طبق آیین مزدیسنا، اهورامزدا جهان را در شش گاهانبار یا گهنبار که مدت 365 روز سال باشد، آفرید، نه در شش روز متوالی.

"نام‌های وقت‌های شش‌گانه‌ی آفرینش یا شش گاهانبار، که هریک دارای جشن ویژه‌ای بود، به‌شرح زیر است:

1- میدیوزرم (Maidyuzarm)، که از روز 11 اردیبهشت یا خورشید روز آغاز می‌گردد و در پانزدهم همان ماه پایان می‌پذیرد. در این هنگام آسمان و کهکشان و ستارگان آفریده شده است.

2- میدیوشم (Maidyushem)، که از 105 (سدوپنجمین) روز سال، یعنی 11 تیرماه آغاز می‌شود و در پانزدهم آن ماه پایان می‌یابد. در این روزها، ‌آب‌ها آفریده شده است.

3- پیتی‌شهیم (Paityshahim)، آغاز ان در 180 (سدوهشتادمین) روز سال است که اشتاد نام دارد که در این روزها زمین آفریده شده است.

4- ایاترم (Ayatherm)، زمان آغاز این گاهانبار، 210 (دویست و دهمین) روز پس از آغاز سال و به‌حساب قدیم، 26 مهر یا اشتاد روز و پایان آن 30 مهر است که به‌حساب کنونی از 20 تا 24 ماه مهر است. در این روزها درختان و گیاهان آفریده شده است.

5- میدیارم (Maidyarem)، آغاز این دوره از آفرینش، 209 (دویست و نهمین) روز سال، یعنی به‌حساب سررسید کنونی 10 ،

ده دی‌ماه و پایان آن در چهاردهم همان ماه است. در این روزها، جانوران آفریده شده‌اند.

6- همس ‌پت مدم (Hamas Path Madam)، گاهانبار اخیر 305 (سی‌سدوپنجمین) روز سال، ولی به ‌موجب سررسید کنونی آغاز آن 25 و پایانش آخر اسفند یعنی شب اول فروردین است. این گاهانبار از دیگر هنگام‌ها گرامی‌تر و مهم‌تر شمرده می‌شود و یکی از برتری‌های آن این‌ست که آفرینش انسان در طی آن‌ها شکل گرفته است.

(استاد عبدالعظیم رضایی،تاریخ‌ده هزار ساله ایران،جلد1، از پیدایش آریا‌ها تا انقراض پارت‌ها، برگ 80،81).



ولی پیش از پیدایش آیین زرتشت، آریاها در عصر ودائی دارای دیدگاه‌های ساده و دیگری بودند. این دیدگاه‌ها در مظاهر طبیعت مانند، خورشید و ماه و ستارگان و آسمان و سپیده‌دمان خلاصه می‌شد و برای بعضی عناصر بزرگ خود این‌نام‌ها را گزارده بودند، البته هرکدام دارای بحث ویژه‌ای می‌باشد به‌ویژه آیین مهر که بحث پیرامون آن بسیار است و یک یا چند برگ نمی‌گنجد:



1- ایندرا (ایزد تندرو جنگ) 2- وارونا (ایزد آسمان پرستاره) 3- میترا (ایزد خورشید یا مهر) 4- آگتی (ایزد آتش).



پدیدار شدن فصل‌ها در ایران باستان:

ایرانیان آریایی‌نژاد، و آریایی‌های که به هند رفتند، برای دوره‌ی یک‌ساله خود، فصل‌بندی‌هایی می‌داشتند، که گمان می‌رود با دگرگون شدن شرایط زیستی، این فصل‌بندی‌ها هم، دچار دگرگونی‌هایی گشته است.

چنین گمان می‌رود که آریاییان با مهاجرت خویش از سرزمین‌های سرد شمالی به سوی سرزمین‌های جنوبی، بخش‌بندی‌های خویش از سال را دگرگون کرده باشند. نخست که آن اقوام در منطقه‌ی سرد جنوب روسیه کنونی و در پیرامون دریاچه‌ی آرال می‌زیسته‌اند، زمستان‌ها را طولانی و تابستان‌ها را کوتاه می‌دانستند. از این رو در مینوی خرد، یکی از متون مزدایی، از آن سنت گاه‌شناسی چنین سخن رفته است:

«... و از دین {اوستا} پیداست که در ایران‌ویج ده ماه زمستان و زمین سرد و گیاه سرد و دو ماه تابستان است و در آن دو ماه تابستان نیز آب سرد و زمین سرد و گیاه سرد است. و آفتشان زمستان است، و مار در آن بسیار است ولی آفت‌های دیگر کم دارند.» (ابوریحان بیرونی،آثار الباقیه،ص 24،25)



اقوام آریایی در برهه‌ای از زمان به دلایلی از زیستگاه نخستین خویش مهاجرت کردند و تیره‌هایی از آنان به ایران و هند و رفتند. با مهاجرت اقوام آریایی به جنوب و روی آوردن‌شان به سرزمین‌های گرم، بخش‌بندی فصل‌های سال نیز دگرگون گردید و سرانجام بخش‌بندی سال به چهار فصل رایج گردید. در کتاب بندهش، نام فصل‌ها‌ی سال به زبان پهلوی چنین است:



بهار (وهار)
تابستان (هامین) یا (تاپیستان )
پاییز (پائیژ)
زمستان (زمیستان)




ماه‌ها در ایران باستان:

بخش‌بندی سال و فصل‌های سال به مجموعه ماه‌ها نیز در ایران باستان سابقه‌ای دور دارد.

به‌نظر می‌رسد که بخش‌بندی‌های نخستین به ماه و بر حسب گردش ماه و دگرگون شدن شکل آن در یک دوره از حرکتش، بستگی داشته است. به گفته‌ی دیگر، می‌توان گفت که انسان به گونه‌ای طبیعی، نخست با مشاهده شکل‌های مختلف ماه در آسمان پی به دوره‌ای موسوم به "ماه" برده است.

بنابراین، با احتمال بسیار نخستین گاه‌شماری در جهان با ماه‌های قمری صورت گرفته است. گاه‌شناسی مبتنی بر حرکات خورشید اگر چه از لحاظ تاریخی محتملاً، متأخر از گاه‌شماری بر پایه‌ی ماه بوده، اما سابقه‌ی آن هم در نزد اقوام آریایی به زمان‌های دور می‌رسیده است.



روزها در ایران باستان:

ایرانیان برای روزهای ماه نام‌های مشخصی داشتند و هر روزی را با نام یکی از امشاسپندان (فرشتگان) می‌خواندند. در مواردی که نام یکی از روزها برابر نام ماه مربوطه می‌شد، آن روز را جشن می‌گرفتند.

به‌طور مثال، مهر روز یعنی روز شانزدهم از ماه مهر را با نام مهرگان گرامی می‌داشتند. نام روزهای 30 گانه‌ی ماه‌های ایران به زبان پارسی و پهلوی و اوستایی به مانند جدول زیر بوده است.

ایرانیان جشن‌های بزرگ دیگری در مواقع ویژه از سال داشته‌اند. این جشن‌‌ها برخی ملی بوده‌اند و برخی دیگر رنگ مذهبی داشته‌اند.

(1-جشن نوروز 2- ششم فروردین 3-جشن گاهنبارها 4-جشن تیرگان 5-جشن مهرگان 6- جشن سده 7- جشن ماه‌ها.)

نوروز و سده و مهرگان در زمره‌ی جشن‌های گروه نخست بوده‌اند. جشن‌های دسته دوم را ایرانیان گاهانبارها یا گاسانبارها می‌نامیدند. جشن‌های گاسانبار پهلوی و‌ یا «گاهانبار» (فارسی) در آخر بخش‌های شش‌گانه‌ی سال برگزار می‌شده‌اند.

این بخش‌های شش‌گانه نابرابر می‌بوده و در فارسی نو «گاه» و یا «گاس» نام داشته‌اند.

(تاریخ علم در ایران،جلد دوم،دکتر مهدی فرشاد،برگ 598،602،604،605)



هفته:

عدد هفت در نزد ایرانیان و بابلیان عددی مقدس بوده است. البته این ریشه‌ی تقدس در نزد ایرانیان و فرهنگ ایرانی به زمان‌های کهن و بسیار دور می‌رسد. آیین مهر که یکی از کیش‌های بسیار کهن جهان است دارای هفت مرتبه بوده و در اوستا و دیگر ادبیات مزدایی از هفت‌ستاره و هفت‌آسمان بسیار به‌سخن آمده است.(هفت‌سین سفر‌ه‌ی نوروز نمونه‌ای از تقدس همین عدد هفت است). از این روی این گمان روا توانا بود که یهودیان در اندیشه‌ی هفته و «سباط» خویش از ایرانیان آریایی‌نژاد و فرهنگ‌های سومری و بابلی مستقیماً الهام گرفته باشند.

گمان می‌رود که نام «شنبه- شنبذ» در فارسی از واژه‌ی «سباط» عبری که به معنی هفت است، گرفته شده باشد. پیشوند‌های یک، دو، سه، چهار، پنج که پیش از نام شنبه می‌آید در سررسید ایرانی نمایشگر روزهای هفته است و واژه‌ی جمعه (آدینه) نیز که در سررسید اسلامی روز هفتم هفته به‌شمار می‌رود از گرد‌آمدن و گروه وابسته با مناسبت مذهبی برگرفته شده است.(تاریخ علم در ایران،جلد دوم، برگ ۶۰۸،نوشته‌ی دکتر مهدی فرشاد)

البته دوست بسیار خوب و فرهیخته‌ام جناب آریاسپ با تارنگار پاینده باد ایران نوشتاری آوردند از (کتاب سال‌شماری در ایران، نوشته‌ی اصلان غفاری، رویه‌ی ۹ و ۱۰) که بسیار جالب توجه می‌باشدکه این‌گونه است :

«درباره‌ی واژه‌ی «شنبه»، عده‌ای گمان کرده‌اند که واژه‌ی شنبه‌ی فارسی از سبت عربی و عبری آمده و در تقویم و تاریخ‌گذاری ایران، هفته وجود نداشته است. این گمان صد در صد نادرست است. شنبه‌ی فارسی از دو جزء «شام» و «پت» تشکیل شده؛ شام به معنی شب و غروب و پت که صورت دیگر «پی‌تو» می‌باشد به معنی میانگاه و نیمه و وسط است و لذا شنبه یا شام‌پت به معنی نیمه شب یا میانگاه و وسط شب است. این واژه در تقویم‌هایی که در تورفان چین پیدا شده و متعلق به هزار سال پیش از میلاد است به‌صورت شام‌پت و در گویش‌ها و ادبیات فارسی به‌صورت شمبذ هم دیده می‌شود. و بدون شک واژه سبت عبری و عربی با واژه هفت و ست Sept به معنی هفت در لاتین هم‌ریشه است و چون در عبری اعداد جایگزین نام روزهای هفته است و جمعه را روز شش می‌گویند، بنابراین شنبه همان روز هفتم یا سبت می‌شود» و نیز اشاره می‌کند، که این واژه با واژه‌ی هفت لاتین هم ریشه است. که معنی درست‌تر آن هم ریشه بودن با واژه‌ی هفت آریایی است.

جاودانه باد ایران و ایرانی نابود باد اهریمن ضحاک خوی




[ دوشنبه 17 تیر 1392 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ یاشار كسروی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

center'>